آلودگی هوای تهران و دوچرخه سواری

 

سلام من الهه دادآفرین هستم وبلاگ نویس زنجیرافزار

 همانطور که می دانید هوای این روزها در برخی شهرها آلوده و دودی است ، دیروز که میخواستم از مقصد غرب تهران به سمت محل کار در مرکز بروم شاهد چندین مورد

مشاجره و دعوا در خیابان بین راننده ها بودم ظاهرا همه عصبی بودند در مترو هم به همین شکل بود و من لبخند کسی را ندیدم، برخی ماسک بصورت داشتند و با عجله در حال تردد بودند آلودگی شاید نتواند در لحظه ما را دچار سرطان کند یا در عرض یک ساعت ما را چند سال پیر کند ولی ظاهرا توانسته روح و روان ما را تحت تاثیر قرار دهد و عصبانیت و بی حوصلگی را جایگزین مهربانی هایمان کند .

در راه بازگشت هم متاسفانه شاهد دو مورد غش کردن در مترو بودم  که شاید مربوط به همین آلودگی بوده . روز بدی بود !

اما در شب گذشته یکی از دوستان را با دوچرخه برقی اش دیدم و برایم از دوچرخه اش گفت ، از او خواهش کردم دوچرخه اش را یک روز به من امانت بدهد و او هم قبول کرد .

 

و اما امروز صبح

لباس بر تن کرده و کیف بر گردن انداخته و ماسک بر صورت زده سوار دوچرخه سفید شدم و از غرب تهران به سمت میدان حر و شرکت حرکت کردم ، تجربه لذت بخشی بود در سراشیبی ها کمی رکاب می زدم و در سربالایی ها با چرخاندن دسته فرمان دوچرخه خودش حرکت می کرد من قبلا برای رسیدن به مترو صادقیه میانگین 30 دقیقه با اتوبوس صرف می کردم ولی با این دوچرخه 3 دقیقه ای به فلکه صادقیه رسیدم  اینکه مجبور نبودم از پله های مترو پایین و بالا بروم و در ازدحام جمعیت وارد مترو بشوم نعمت بزرگتری بود، قسمت لذت بخش تر در ترافیک بود که وقتی سایرین در ترافیک صبح در تاکسی یا اتومبیل شخصی نشسته بودند من مثل نسیم از میان ترافیک عبور می کردم بدون اینکه آلایندگی تولید کنم یا مزاحم کسی باشم ، نگاه های کنجکاو به سمت من بودم که چگونه بدون اینکه رکاب بزنم میروم و هر لحظه بر خوشحالیم افزوده می شد . و در نهایت من با صرف 25 دقیقه فاصله 11 کیلومتری را رسیدم و بهتر از آن اینکه مسافت برگشت را با توجه به کسب تجربه صبح 20 دقیقه ای رسیدم و در مجموع 80 دقیقه در زمان صرفه جویی کردم به این نتیجه رسیدم که اگر یکی از این دوچرخه ها داشته باشم می توانم روزی 80 دقیقه در روز و 32 ساعت در ماه و 384 ساعت در سال زمان اضافه داشته باشم !

با این زمان خیلی کارها می توان کرد مثلا حتی اگر این زمان را صرف یادگیری و مطالعه کتاب های تخصصی زبان چینی کنم می توانم در حد کارشناس ارشد مترجمی این زبان مسلط شوم !

البته به شرطی که این زمان اضافه صرف تماشای تلویزیون یا گشت و گذار اینستاگرام نکنم !

و البته هزینه رفت و برگشت من روزی میانگین روزی 4000 تومان (بعضی اوقات خسته ام و از تاکسی استفاده می کنم ) می شود ماهی 104 هزار تومان و جالب توجه تر اینکه من محاسبه کردم که اگر دوچرخه ام را هر دو روز شارژ کنم نهایتا ماهی 4000 تومان هزینه برق خواهد شد که یعنی 100 هزار تومان هم اینجا صرفه جویی خواهد شد که می توان همین 100 هزار تومان را خرج کتابهای زبان چینی کرد ! می توان هم پس انداز کرد در یک سال یک میلیون و دویست !

 و اگر از همه این ها نیز بگذریم چه خوب و زیبا خواهد شد که شهر پر از دوچرخه باشد و آلودگی نیز خداحافظی کند و برای همیشه از شهرمان برود .

راستی دوچرخه سواری می تواند مقدار زیادی از کالری های اضافه مان را نیز بسوزاند و ضمن سلامتی خوشتیپ تر هم باشیم .

 امروز آدمهای زیادی از دوست و آشنا و همسایه از من درباره دوچرخه امانتی ام پرسیدند و من توضیحاتی که به آنها دادم را برای شما هم می نویسم .

با یک بار شارژ دوچرخه می توان 60 تا 70 کیلومتر را پیمود و البته باطری از دوچرخه جدا می شود و می توانید با خودتان به محل کار یا منزل ببرید و آنجا شارژ کنید .

وزن دوچرخه حدود 15 تا 18 کیلو هست و دوچرخه من قابلیت تاشو دارد و می توانم آن را با خودم به طبقات بالاتر ببرم و در جای امنی بگذارم .

سرعت دوچرخه 20 کیلومتر در ساعت است که اگر رکاب هم بزنیم به 30 کیلومتر هم می رسد و اگر سراشیبی باشد 40 کیلومتر سرعت هم بعید نیست .

در مجموع همه کسانی که امروز من را دیدند و از من پرسیدند از دوچرخه من خوششان آمد و دوست داشتند که آن ها یکی داشته باشند اما سوال آخرشان این بود که قیمت این دوچرخه ها چقدر است ؟

حدود 4 میلیون تومان !!!!

وقتی این قیمت را شنیدند ( من با جستجو در اینترنت و فروشگاه های اینترنتی حدود قیمت ها را پیدا کردم )  چشمانشان گرد شد و مردها گفتند که خب یک موتور سیکلت می خریم و خانم ها هم گفتند با این پول حتی می توان در برخی سایت ها اتومبیل پیدا کرد ! و در آخر از خیر خرید آن گذشتند .

نهایتا صاحب دوچرخه امانتی من هم آمد و دوچرخه من را برد و من هم اکنون ناراحت از نداشتن دوچرخه برقی دارم به این فکر می کنم که چگونه می توانم من هم یکی از این دوچرخه ها داشته باشم ولی فکر به 4 میلیون هزینه انگیزه ام را کند می کند .

ای کاش دولتمردان با حمایت از تولیدکنندگان و یا کمک به واردات این دوچرخه ها کاری می کردند که با کاهش قیمت ، امکان خرید این دوچرخه ها برای همه اقشار جامعه میسر باشد و به نحوی فراگیر شود مانند کشور هلند  و همین دولتمران هم با صرفه جویی در زمانی که صرف می کنند برای تصویب قوانین جدید و یا تغییر قوانین قبلی مانند زوج و فرد و فلان و بهمان ، می توانند وقت شان را صرف مسایل مهم تری کنند یا حتی مثل من زبان چینی یا ژاپنی یاد بگیرند !

البته اعطای وام یا لیزینگ دوچرخه برقی با توجه به ضامن و چک کارمندی و گواهی کسر از حقوق و غیره و غیره شاید خوب باشد ولی حداقل من با توجه به تجربیات قبلی پشت دستم را داغ کردم و قسم خوردم که دیگر دنبال وام و امور اداری و بانکی نروم و فکر می کنم تنها حمایت از تولیدکننده ها برای تولید دوچرخه برقی با کیفیت بالا و قیمت پایین کاری ارزشمندتر از سوی مسئولین خواهد بود .

و در پایان

به امید روزهای بهتر با آسمان آبی و صدای پرندگان در آسمان همه شهرهای جهان ، موفق باشید و سلامت و شاداب

ممنونم که این مطلب را مطالعه کردید امیدوارم مفید واقع شود .